خرید بک لینک
تا يكي لحظه به چنگ آرد و ريزد بر خاك. دست او دشمن باغ است و نگاه ناپاك. تو گل شادابي. به ره باد مرو. غافل از باغ مشو. اي گل صد پر من! با تو در پرده سخن مي گويم. گل چو پژمرده شود، جاي ندارد در باغ. گل پژمرده نخندد بر شاخ. كس نگيرد ز گل مرده سراغ! دخترم! با تو سخن مي گويم!عشق ديدار تو بر گردن من زنجيري است و تو چون قطعه الماس درشتي كمياب. گردن آويز بر اين زنجيري. تا نگهبان تو باشم ز حرامي در شب. بر خود از رنج بپيچم همه روز. ديده از خواب بپوشم همه شام. دخترم! گوهر من. تو كه تك گوهر دنياي مني. دل لبخند و حرامي مسپار. دزد را دوست مخوان. چشم اميد بر ابليس مدار. ديو خوبان پليدي كه سليمان رويند.همه گوهر شكنند. ديو، كي ارزش گوهر داند. نه خردمند بود. آنكه اهريمن را. از سر جهل، سليمان خواند. دخترم! اي همه هستي من تو چراغي، تو چراغ همه شبهاي مني. به ره باد مرو. تو گلي، دسته گلي، صد رنگي. پيش گل چين منشين تو يكي گوهر تابنده بي مانندي. خويش را خوار مبين. اي سراپا الماس. از حرامي بهراس. قيمت خود مشكن. قدر خود را بشناس قدر خود را بشناس

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 ساعت: 11:19

صفحه بندی