مذهبي- اجتماعي
بغضی شکسته، گوشهی آوار میچکید
درد از نگاه هر در و دیوار میچکید
ابری در آسمان نفسش تنگ میشد و...
همراه آه و نالهی بسیار میچکید
در انزوای غربت شبهای بیرمق
مرگ و شتاب حادثه، ناچار میچکید
یک اتفاق شوم جهان را سیاه کرد
از آن به بعد ماتم ابرار میچکید
مردی که از سرشت خدایی یگانه بود
خونش به دور محور پرگار میچکید
چاه از نبود آیهی روشن، دلش گرفت
از چشمهاش، حسرت تکرار میچکید
خونی چکید و واژه به واژه غزل شکست
اشکی درون تکتک اشعار میچکید
باید نسیم عافیت از کوفیان گرفت
زیرا که خون حیدر کرار میچکید....
برچسب:
نویسنده: صديقه كياني