خرید بک لینک
جواب: آیه از یک قانون کلى حکایت مى کند که قابل استثناء در برخى موارد است و دلیل آن زنده شدن بعضى از مردگان در امت هاى پیشین است.

اگر عدم بازگشت به دنیا یک قانون و سنت کلى و استثناء ناپذیر بود، بازگشت برخى به دنیا با عموم آیه تناقض داشت. این آیه هم مثل سنت هاى دیگر الهى در مورد انسان است و مى رساند که طبیعتاً پس از مرگ، حیاتى نیست تا قیامت و این منافاتى ندارد که در بعضى موارد به خاطر مصالح برتر، رجعتى صورت بگیرد.

سؤال سوم: استدلال به رجعت، مبتنى بر این است که آیه «وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً ...» «نمل/۸۳» را حاکى از وقوع حادثه پیش از قیامت بدانیم. ولى ممکن است آیه، درباره حادثه اى در روز قیامت باشد که قبل از آیه «وَیَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» «نمل/۸۷» ذکر شده و طبیعى آن بود که پس از آن ذکر شود و مراد از فوجى از هر امت، گروهى از ستمگران و سران آن اقوام باشند.

جواب: اولًا: بر فرض آنکه آیه «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ ...» حکایت گر واقعه اى در روز قیامت باشد، تقدم آن بر آیه نفخ صور، اختلالِ بى دلیل در آهنگ کلام است.

ثانیاً: ظاهر آیات مى رساند که دو روز وجود دارد: یکى روزى که از هر امتى گروهى زنده مى شوند و دیگرى روزى که در صور دمیده مى شود. این که آن روز را از متمم هاى روز قیامت بشماریم، لازمه اش آن است که آن دو روز، یک روز باشد و این خلاف ظاهر آیات است.
کد مطلب: 295137

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1392 ساعت: 10:21

صفحه بندی